تبليغاتX
یاس دلشکسته57

دوستی بسته پیچیده به روبان ها نیست که کسی روز تولد

 

 به کسی هدیه کند

 

تولدم مبارک

۳۰آبان

کادوهای نوشتاریتون والبته غیر تکراری تون یادتون نره من عاشق متن های عرفان نظر اهاری

 

وسید علی صالحی هستم

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/08/25 و ساعت 12 بعد از ظهر |

چقدر تنهایی خوب است .می خواهم  از همه چیز بگریزم وهیچ چیز وهیچ

 

 کس را به اتاقم راه ندهم حتی ان ستاره قشنگی که برای دیدنم سرک

 

 می کشد .

گاهی انقدر تنهایم که هوا هم در کنارم جریان ندارد .انگار من یش از همه

 قدم به هستی گذاشتم وتمام کاینات وطبیعت منتظرند که چیزی بگویم نه

 

 انگار افرینش تازه می خواهد اغاز شود 

لب باز می کنم که چیزی بگویم اما هیچ کلمه ای به دادم نمی رسد گویا در

 خلا گرفتار شدم نه ترنمی ونه نگاهی که به من خیره شده باشد .در ان

لحظات موهوم که دستها واها را محکم به چهار طرف دنیا بسته اند .ناگهان

 سایه تو بر سرم می افتد .گرم می شوم مانند اولین دقایق تابستان ولحظه

 شکوفه کردن یک شاخه خشک وتولد نرم باران .

دستم را دراز می کنم به سویت .می خواهم از تنهایی جدا شوم ودر کنار تو

 تنفس کنم .جلوتر می ایی ودستم را که از برفها سردتر است می گیری .

 

صاعقه ای فرود میاید وتنهایی ام اتش می گیرد .شعله ورمی شوم مانند

 تنوری در یک روستای دور افتاده وقلب پرستویی که با دست پر به اشیان

 برگشته 

 

از اتاق بیرون می ایم غزلها وآینه ها را برمی دارم .زمین محو می شود روی

هوا راه می روم بالاتر از اسمان ها .

 

بلندترین قله ها با حسرت نگاهم می کنند .

 

به تو نزدیک می شوم .گرم می شوم .تو از

 

تنهایی  بهتری .....................                 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/08/18 و ساعت 12 بعد از ظهر |
 

 

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

 

 

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

 

این دل ما با نگاهی سرد پرپر می شود

 

دلم خیلی خیلی از آدما گرفته .....هی مهربانی می کنی هی نامهربانی می بینی

دلم یه خنده از ته دل میخواد .....کاش امام رضا تو رو روز میلادش یه نگاهی به دلای شکسته کنه

 

در میهمانی شبهای دلم کسی را صدا زدم کسی که بیاید تنها غم صدایم را شنید حالا بدون او کسی دلم را به رسمیت نمیشناسد.

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/08/04 و ساعت 11 قبل از ظهر |
تو رو از خاطرم برده

تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این

فراموشی و خاموشی

 

چرا چشم دلم کوره

عصای رفتنم سسته

کدوم موج پرییشونی

تو رو از ذهن من شسته

 

خدایا فاصله ات تا من

خودت گفتی که کوتاهه

از این جا که من ایستاده ام

چقدر تا آسمون راهه

 

من از تکرار بیزارم

از این لبخند پژمرده

از این احساس یِر یأسی که

تو رو از خاطرم برده

 

به تاریکی گرفتارم

شبم گم کرده مهتاب

بگیر از چشمای کورم

عذاب کهنه ی خواب

 

چرا گریه ام نمی گیره

مگه قلبه من از سنگه

خدایا من کجا میرم

کجای جاده دلتنگه

 

می خوام عاشق بشم اما

تب دنیا نمی زاره

سر راه بهشت من

درخت سیب می کاره

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/07/27 و ساعت 2 بعد از ظهر |
 

 

سلام  مبارک باشه روزتون همه دخترای با نجیب

 

 ایرانی.............

 

فقط یه دعا می کنم کاش چشمان هیچ دختری تو

 

 هیچ نقطه ای از کره زمین اشکی نشه

 

کاش

 

 محرومیت ..................محدودیت .......

 

..........تنهایی.........هرگز سراغ هیچ

 

 دختری نیاد

 

 

کاش همه پدر ومادرها عاشق دخترانشون

 

 باشن ............کاش ادامه

 

 تحصیل ....اشتغال

 

برای همه دختران فراهم

 

 باشه ...........روزتون بازم مبارک

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/07/27 و ساعت 12 بعد از ظهر |
به نام خدایی که یادش ارام دلهاست ...............

۱-اینجا شب نیست سه شنبه ها رو دوست دارم چون بلاخره آقای

 

مجلسی با کلی تاخیر تهیه کننده

 

اون هست .به نظرم فقط جای مجریان وگوینده های رادیو جوان

 

 

خیلی خیلی خالیه ولی انصافا ایتم ها

 

خوبی دارن بلاخره تو دل شب همدم خوبی ان واسه تنهای هایی

 

مون..........

 

۲-از پاییز خوشم نمیاد اخه همش ابریه هوا دلم می گیره

 

 

 

۳-سه ساله مدرک تحصیلی کارشناسی ادبیات رو گرفتم ارزوی

 

 

بزرگم تدریس بود ه معلمی .....ولی تا

 

وقتی پارتی بازی رواج داره این ارزو براورده نمیشه

 

 

 

۴-این روزها همش غصه ها سراغم میاد زود چشام اشکی

 

میشن ..........دلم یه ذره فقط یه ذره

 

ارامش میخواد ...........آفتاب

 

میخواد .....................

 

۵-از ته ته دلم این روزها ارزومی کنم خدا چیزها ی در مسیر

 

زندگی ام قرار بده که منو یاد خودش

 

بیندازه ................

 

 

۶-رادیو جوان تنها دوستیه که بعد از خدا دارم .

 

 

آقای مجلسی حضورتون تو سه شنبه شبها باموسیقی های زیباتون

 

خیلی خیلی شادم کرد

 

آقای نیکو قدم ممنون که تهیه کننده تون رو ایشون قرار دادین

 

 (اینجا شب نیست ۱۲تا ۲بامداد سه شنبه)

البته انصافا سردبیرهای خوش ذوقی داره برنامه های اینجا شب نیست مثل قاسم اورنگی.مهدی رستمی.افشین حسین خانی.میثم فکری.حسن صنوبری.

 

دعام کنین خیل خیلی

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/07/20 و ساعت 8 قبل از ظهر |
                                              وخدایی که دراین نزدیکی است

 

یادتونه هی غصه میخوردم هی مینوشتم دلم یه سبد ترانه میخواد حال خدا صدام رو مثل همیشه شنید خوشحال ترین اتفاقی که منتظرش بودم افتاد .اقای مجلسی.........اقای محمدخانی .....اقای پورمحمدی بازم دوشنبه ها رو با مدت زمان ۲ساعت از صفربامداد به مدت ۲ساعت همراه شبانه مون میشن ...........دونبه هر هفته ۰۰/۰۰تا۰۰/۲بامداد حتما گوش کنیین میدونیین که تهیه کننده گی فرهاد مجلسی عالیه .......وبلاگشم اون بالا نوشتم برین کامنت بذارین

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در چهارشنبه 1388/07/01 و ساعت 5 بعد از ظهر |
 

برایت از چه بنویسم؟

واژهای تکراری که به سبکی بال پروانه دهان به دهان می چرخد یااز حرفهای که در ازدحام کوچه های شلوغ تنها ماندند ؟از کودکی فراموش شده در وجود ادمها یا از بهانه های زنگ زده ای که حتی ارزش نوشتن هم ندارند

این روزها واژها هم راه خانه شان را گم کرده اند ومن برای پیدا کر  د نشان دریای از معانی زیبا می خواهم .....

می خواهم روی قلب همه پر رنگ بنویسم خدا

 

این روزها عاشق او بودن سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود................

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در پنجشنبه 1388/06/12 و ساعت 2 بعد از ظهر |
برنامه ی ویژه ی شب احیا روز ۱۸ رمضان به سردبیری قاسم

 

اورنگی برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ اقای قاسم اورنگی مراجعه

 

کنیین..........http://www.delgofto.blogfa.com

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/06/09 و ساعت 11 قبل از ظهر |
برای دل تنگ همه ادما ..............وتقدیم به دلای شکسته

 

یه روزی تو بهت حیرت            توی دلگیر غروبت

 

به خدا نگاه می کردم            به حساب چشم خوبت

 

نمیشه تو شعر ساده           نباشه چشم سیاهت

 

یه فرشته می نویسم           به قشنگی نگاهت

 

اگه باز دلت گرفته            اگه از ترانه سیری

 

یه فرشته می نویسم       منو دستکم نگیری

 

واسه تو دعا می کردم      با همین چشمای خیسم

 

واسه بردنش به ابرا         یه فرشته می نویسم

 

یه فرشته که بتونه        واسه ما دعا بخوونه

 

که خدا رو دیده باشه       که نشونی اش رو بدونه

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/05/19 و ساعت 1 بعد از ظهر |

نمی دانم  کی می ایی ؟ از که بپرسم روز امدنت را ؟بیرقت را روی کدام بام

 

 می افرازی ؟عبایت را روی کدام شاخه می اویزی ؟نام اولین گلی که بوی

 تو به مشامش می رسد چیست ؟نام اولین خیابان که گام های ترا می

بوسد چیست ؟ مهربانی ات از کدام سمت می اید ؟چه کسی اولین بوسه ر

 

ا بر دستانت می زند وکدام دست اولین پنجره را سوی تو خواهد گشود

 

 ؟اولین کسی که به او لبخند می زنی کیست؟ چقدر افق هارا بشمارم؟چقد

ر نشانی تر از شهابها بپرسم ؟در کدام اسمان نشسته ای وخیمه ات را با

 کدام ستاره ساخته ای ؟بیا تا ابر ها از بالای سر روز های ما برود بیا تا عشق

 در گلدان هایمان بشکفد ودریا تا نزدیکی دفتر مشقمان بیاید اگر بیایی هیچ

 شمعی خاکستر نخواهد شد وپروانه ها تاقیامت در هوای عاشقی بال می

 

 زنند .اگر بیایی سنگها سکوت خود رامی شکنند وبغض های هزار ساله ترک

 

 بر می دارند وباران تند بر شیر وانی دنیا می بارد بارران ترجمان اشکهای

 

توست یا حاصل جمع اشکهای ماست که اینگونه بی شکیب می بارد

 

ای عادلترین عاشق در روزگار قحطی عشق پناه دلتنگی ام باش

 

چقدر دلم برای گریه تنگ شده ومن از تمام ابرهای جهان

 

 دلتنگترم ...................

 

 
+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در چهارشنبه 1388/05/14 و ساعت 1 بعد از ظهر |
 

               رادیو جوان عزیز یادته عصرای

 

  بهاری ....تابستونی.....پاییزی...........زمستونی......برنام

ه هات پر بود از

صدای پر انرژی وشاد مجریانی مثل فرشید منافی...نیما

 

 رییسی ..............زهره هاشمی .........بنفشه

 

 رافعی ...............سردبیرایی مثل :مهدی

 

زریباف.............صادق داوروی فر.................نویسنده

 

هایی

 مثل:قاسم اورنگی ...........(بقیه ها یادم

 

نیست )..........از دغدغه های من وهمه جوونا می

 

گفتی

 

از مشکلاتمون .....انتقادهایی البته با زبان

 

طنز .........رادیو جوان عزیز یادته .......تو شب یلدا از

۱۰ شب

تا ۳.۵صبح با ۷تایی ها .......با مدیر فیروزه ایت چقدر

 

شادمون می کردی .............یادته تو ایام شهادت

 

 

ووفات ایمه معصوم یه برنامه بود به نام قد می کشم

 

 آفتاب کو ؟صادق داوری فر چقدر قد می

 

کشیدیم ........دلامون پر می شد از یاد خدای مهربون

 

 حال وهوای معنوی ............رادیو جوان عزیز

 

 

یادته ............تو حتی فکر نیمه شبایی که خوابم نمی

 

برد بودی .......نه برنامه ای تکرای

 

که ..............برنامه های تولیدی با موسیقی های آروم

 

 گاهی شاد خواب از سرم می پرید

 

 

که از بهترین هاش یه سبد ترانه بود ..............شبهای

 

آفتابی..........ومن عاشق دوشنبه

 

ها ..............سه شنبه ها شدم ...........تو ماه رمضون ب

 

ا شبهای فیروزه ای ..اینجا چراغی روشن

 

است ..............بوی بارون ...تسنیم ۱.....۲

 

...........سندس................چقدر دلم رو به خدا نزدیک

 

کردی.............رادیو جوان عزیز .........یادت که نرفته

 

چقدر برات وبلاگ ساختن ...............با اتمام برنامه

 

 

های خوبت .........رفتن سردبیرای

 

نازنینت ................مجریان خوش صدات .....اونام دیگه

 

 فقط با

خاطرات خوشت شادند ................وبلاگشون هنوز که

 

هنوز ه تاریخ ۲سال قبل نشون میده ...........ولی

 

 

 من هنوز به تو وفادارم به امید عوض

 

شدنت ..............جوان شدنت .................به معنای

 

 واقعی به تو

 

وفا دارم با برنامه ایی نظیر کسی صدام می

 

 زنه ...............سروش آسمانی ........منطقه اختصاصی

 

 که

 منو یاد قرار شبانه میندازه ......................با کاوشگر

 

۲۲...................با پخش زنده ۱۲ تا ۱۲/۳۰بعضی

 

 

شبهات .........با تهیه کننده های نازننیی مثل فرهاد

 

مجلسی............سیروس رجبی ...رضا

 

عزتی .....محمدنیا ........با نشانی..................هزارپنجره

 

 ات ............هفت ترانه ات گرچه خیلی عوض

 

 

 

شده .............ودیگه با ایتم سرو صدا ش انتقاد نمی

 

 

 کنه از موسیقی های ...............با اخرشه یاد ۷

 

 

تای هات می کنم ...........ولی کاش آدمای مهربونی که

 

 

 داشتنی برگردند به تلویزیون

 

 

نرن ..................ودوباره رادیو جوان (جوان)بشه ..........

.

 

 

فقط برای دردل نوشتم واسه اونایی که مث من هنوز  وقتاییی که دلشون می گیره با گوش کردن به

 

ارشیو برنامه هات دلشون خوشه که تو دوباره یه روز ی........... یه جوری ..............برمی گردی

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/05/05 و ساعت 1 بعد از ظهر |

اکنون چتر شب بر همه جا گسترده شده وآسمان شب ستاره

 

 باران است تو چرا خاموش نشسته ای فرشته ها ماه را

 

 

پایین تر آویزان کرده اند شاید دستهای من امروز 

 

 وامشب کاری کرده اند شایسته نوازش ماه شده اند

 

باید شبی تمام دلتنگی هایم را به دست باد بسپارم

 

 

تا باد در گوش سبزه ها نجوا کند .برای سفره کوچک

 

خوشبختی ام تنها نان صداقتی کافی است با لیوانی

 

از محبت پراز حضور آسمانی .ستاره را می توان شنید آنان

 

 که باور کرده اند برای چیدن ستاره حتی دستی دراز

 

 

 نکنند به سوی زیبا ترین ودورترین ستاره ها دست پیدا

 

 کردیم هر چند دستهامان تهی ماند ولی چشماهامان لبریز

 

 ستاره شد

 

واگر شب نبود بالهای دعا بر دل وجان آدمی نمی رویید

 

متن بالا یی رو یه شب آقای حسین عباسی تو پخش چهارشنبه

 خووند تقدیم به شنونده های خاص رادیو

جوان ........التماس دعا

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در چهارشنبه 1388/04/17 و ساعت 1 بعد از ظهر |

 

گفته بودم که خدا پیش چشاته مگه نه

گفته بودم که توی هرم صداته مگه نه

وقتی که گیر می کنی سراغ اون فقط می ری

باورت می شه که اون خود خداته مگه نه

 

وقتی که دل می گیره ،همش شکایت می کنی

اون موقع خوب می دونی که نینواته مگه نه

 

هر کسی جایی داره که دل براش پر می زنه

همهِ دل توام تو کربلاته مگه

درد دل داری می خوای عقده هاتو باز کنی

با خدا یی که درست پیش چشاته مگه نه

غم نخور اگر ندیدیش که بهت گفته بودم

 

شاعر :نادر ختایی

 

 

26خرداد 87وبلاگم متولد شد وامروز یک ساله شد اولین کامنت انوشه میر مجلسی برام فرستاد ......... تقدیم به همه اونایی که مثل این روزهای من یه جورایی دلشون گرفته ........خنده کردن براشون سخت شده.

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در دوشنبه 1388/03/25 و ساعت 11 قبل از ظهر |
 

 

به آسمان بگو چگونه دلتنگی هایم را با رنگ کلاغ ها

 

سیاه کردم ؛تا نتوان آنها را خواند.

 

چگونه آرزوهایم را با رنگ آبی نوشتم ؛تا هر بار که

 

آسمان را می نگرم آرزوهایم را بنگرم.

 

چشم انتظار بر جاده تلاش گام بر می دارم تا روزی

 

آرزوهایم را در قلب آبی آسمان پنهان کرده

 

ام

 

رنگ واقعیت به خود بگیرد آری با اسمان حرفها

 

دارم .شبهای دلتنگی چشم در چشمشمش در

 

وسعت

 

مهربانش با معبود خود راز ونیاز می کنم ...........

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در شنبه 1388/03/02 و ساعت 10 قبل از ظهر |

تمام چیزی که دوست دارم فهمیدن توبود وبس .آخر روزهایی که می آمد

 

ولی نمی ماند .حقیقت آمدنی 

 

بود که می آمد  ومی ماند  وآرزویم فهمیدن تو بود  وبس........شکایتم از

 

 دلتنگی که تمام

 

 

 نمی شد .همیشه در شروع می ماند .به سوی تو بود که شکایتها داری

 

 

 نمی گویی خواستنم فهمیدن

 

 

توبود وبس پناهگاه بارانی بودنم .آرامش بی پناه بودنم سکوت بی هیاهویم.

 

 

 هیاهوی بی صدایم .شروع

 

 بالیدنم. وبالیدن آغازم. همه فهمیدن تو بود .بس من از اضطراب تا تو فرصت

 

 

 

 دیگری نداشتم .بگوکه در

 

 

پناه تو فرصت اضطراب نیست......

 

صدام نمی کنی منو

 

چرا ازم بی خبری

 

چقدر باید گریه کنم

 

چرا منو نمی بری

 

تشنه تر از اشکم با ز در انتظار هق هقم

 

برای بخشیدن من بیا بیا به بدرقه ام

 

بگو نترسم از خودم که با تو التهاب نیست

 

بگو که در پناه تو فرصت اضطراب نیست

فرزاد حسنی

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در سه شنبه 1388/02/08 و ساعت 1 بعد از ظهر |
 

این لحظه های زنجیر شده به دلتنگی خطوط مبهم فاصله را تداعی می کند برایم هوایی از شهر

 

 

 

نگاهت بفرست .می خواهم ترا با یک تنفس به تار وود وجودم تبعید کنم تا لمس کنی این همه

 

 

خستگی مرا .من هنوز لا به لای بیت های سر در گم دنبال نشانه ای از تو می گردم وتو هرگز

 

 

صدای برخواسته از شعر هایم را نمی شنوی می بینی این بغض های لجوج ناله های سرد

 

زمستان را به

 

کویری ترین نقطه قلبم می رساند وتو از فاصله ها هم دورتر می شوی تا مسیر قدمهایت

 

 

به یک نقطه می رسد...........

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در یکشنبه 1388/01/16 و ساعت 12 بعد از ظهر |
وخدایی که دراین نزدیک است

 

پنجره را باز کن وببین چگونه ۷ سین ها دل بسته  ی سخاوت تواند

بهار جای دوری نیست که مجبور باشی یکسال برای امدنش صبر کنی .

 

بهار همین جاست ............درون دل تو .نگاه کن              

احوال همه دستها را بپرسید وهمه نگاه ها را دوست بدارید وسری به احساس های زخمی بزنید

 

درود بر غنچه های سرخ گمشده که در خیابانهای فرودین  پیدا می شوند

 

درود بر بها رکه هیچ کس را فراموش نمی کند چه انبوه درختان پر هیاهو را

 

چه تک درخت خشک دور افتاده را                                 

وچه قطره های طغیانگر مغرور را

 

وچه خانه های کاهگلی ساده را                       

                                                           

از آسمان بپرسید  ستاره ها        کی مانند عسل کندویهای عسل شیرین می شوند وخورشید تا

 

کی آروزهامان را سبز می کند ودرود بر تو که از هر چه بهار سر سبز تری

 

                                        خوشحالم می کنیین اگه تو هر دو پست یعنی هم پست رادیو جوان

                                     

هم این پست متن هایی از سید علی صالحی برام بنویسین خب اینم یه جور عیدی دادن به منه

یادتون نره برام از خاطرات رادیو جوان هم بنویسین     

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در شنبه 1387/12/17 و ساعت 1 بعد از ظهر |
تولدت مبارک رادیوی ۱۲+۱........رادیو جوان

                 

یادش به خیر اول باری که با رادیو جوان آشنا شدم

 اواسط سال ۸۵بود

 

اولین برنامه :یه سبد ترانه    

 

اولین صدا:سعید پورمحمودی           

 

اولین سردبیر :رضا عزتی

 

وحالا سه ونیم ساله که شنونده حرفه ای رادیو جوانم وچون

 

حدس می زدم که از نشاط رادیوجوان به دلایلی کم

 

به دلایلی کم بشه تصمیم جدی گرفتم که اونا روروی

 

کاست خالی پر کنم والان تعداد این کاست ها :۲۵۷

 

تا رسیده که البته به دلیل رطوبت یه ذره بی کیفیت

 

شده  .

 

اما.........

جای چه گوینده هایی به شدت خالیه :فرشید

 

  منافی:نیما رییسی:فرزاد حسنی:زهره هاشمی

                 

                  

 

جای چه سردبیر هایی به شدت خالیه :مهدی زریباف

 

جای چه کسایی به شدت وشدیدا خالیه :آقای گیل

 

ابادی:آقای سید حسین حسینی:وحید جلیلوند

 

جای چه برنامه هایی امسال خالی بود :روی خط

 

 

جوونی :جوونی به وقت فردا :جوونی آزاد:شبهای

 

 

فیروزه ای:آیتم های محرمی قاسم اورنگی:۷تایی

 

ها:شب یلدا ی۷تایی ها :سندس:تسنیم:

 

برنامه های تولیدی۱۲تا ۲بامداد:۲ساعت پخش زنده رادیو

 

 جوان روزهای دوشنبه ۱۲تا ۲:شنبه های

 

۱۲تا۶صبح:موسیقی های شاد واکتیو:

 

واما.........قرارشبانه

 

تهیه کننده های خوب وبسیار عالی به نظر من:فرهاد

 

 مجلسی:علیرضا محمد نیا:طیبه شیخ زاده

 

 

استاد فریبرز گلبن

 

گویندهای خوب امسال :سعید پور محمودی :مهران

 

 

دوستی:بنفشه رافعی :زهره هاشمی:

 

فاطمه صداقتی :علی ضیا:شاهین شرافتی:حامد

مشکینی 

صدا بردان خوب ونازنیینی مثل : عباس محمد خانی:پویا

 

شریعت پناهی:مجتبی چی چاپ

 

نویسنده های خوب امسال انوشه میر مجلسی:فرزانه

 

ناظری:مارال دوستی :لیلی گلدیس :نیره قدیری

 

نسیم صباغان:مهدی استاد احمد:حسن صنوبری

 

برنامه های بسیار خوب امسال :بوی باران :تحویل

سال :مجموعه مناسبتی قد می کشم آفتاب کو؟

نشانی :۱+۱:پارازیت:آلاچیق:مکث:باشگاه دانشمندان

 

جوان:کاوشگر ۲۲:زیر نور ماه:برای همیشه

 

برنامه های بسیار بسیار زیبا :کسی صدام می

 

 

زنه:منطقه اختصاصی :آخرشه

 

سردبیران بسیار خوب:میثم فکری :صادق داوری


فر:قاسم

 

 اورنگی :حامد جواد زاده :مهدی

 

شاهرضایی :افشین حسین خانی مهدی استاد

 

احمد :حسن صنوبری:مجتبی امیری:رضا عزتی: مجتبی

 

امیری:معصومه ملالو

 

 

 

رادیو دوست داشتنی من رادیوجوان به خاطرت تا الان

 

سه واکمن عوض کردم فقط به خاطر تو

 

الهی ۱۲۰ساله بشی ولی خودمونیما اون وقت تو

 

همچنان جوونی ما ........راستی چرا امسال کسی

مال شنونده ها رو نشنید به نظراتمون اهمیت داده نشد

که من هی برم سراغ کاست های ضبطی سال های

85:86چرا؟

 

همراه همیشیگی ات می مانم حتی اگه تمام اینایی که

 

 

 برام عزیزن منو به عنوان شنونده قدیمی

 

 

از یاد ببرند

 

همراه همشیگی تو در سیاحت موج وصدا ودل

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در چهارشنبه 1387/12/14 و ساعت 2 بعد از ظهر |
                                                 

 وخدایی که در این نزدیکی است .........

وقی کودک بودم خدا با من سخن می گفت وصدایش دلنشین تر وخوش آواز تر از

 

 همه آن چیز هایی بود

 

که در باره اش می شنیدم اکنون به جز صدای او آهنگهای ناموزون غرورم روح مرا

 

قبضه کرده اند .........

 

من از زبان تبسمی می گویم که به هنگام شکست احساس بر لبان آدمی رنگ می

 

 بازد .....من

 

حضور حسی را القا می کنم که شادی واندوه امروز وفردایم را برایم محک می

 

زند ......

 

سکوت مدتهاست با من جدایی اختیار کرده تا سخنانم برایش حدیث یک روح را اثبات

 

 نکند ......

 

 

مرا می شناسید ......سری به پستوی کهنه دلتان بزنید .

 

اگر آن جا به شما صداقت هدیه کرد بگوییید در جستجوی ساز کهنه ای هستید که

 

 نای گریستنن ندارد 

 

......آن گاه من .......قلب کهنه ای به شماخواهم داد که یاد آور حیات جاودانه

 کودکی تان باشد

 

    تا  شاید نام مرا برلبانتان احساس کردید ..........

                                                                        

                                                                                                     

 اگر یادتان بود بارن گرفت ..............دعایی برای بیابان کنیید

    

                   

                                                 

+ نوشته شده توسط زهرا شریفی در شنبه 1387/12/03 و ساعت 2 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


http://royayeeman.persiangig.com/audio/khab.wma